مرتضى مطهرى
618
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ملاك صدق در قضاياى خارجيه و قضاياى حقيقيه اكنون برويم سراغ آن دو نوع قضيهء ديگر يعنى قضاياى خارجيه و قضاياى حقيقيه كه حاجى در مورد آنها فرموده است : الحكم ان فى خارجيّة صدق * مثل الحقيقيّة للعين انطبق يعنى صدق آنها به اين است كه با عالم عين منطبق باشند . اتفاقا اگر حاجى در باب قضاياى حقيقيه كلمهء « نفس الامريه » را آورده بود بهتر بود از اينكه در مورد قضاياى ذهنيه آورده است ؛ چطور ؟ براى توضيح مطلب مىگوييم قضايا از يك نظر ديگر به دو نوع تقسيم مىشوند : 1 . قضايايى كه شما در آنها محمولى را براى موضوعى ثابت مىكنيد ، كه خود محمول در خارج ما بازائى دارد غير از موضوع ، و به اصطلاح حكما محمول ، محمول بالضميمه است . مثلا مىگوييد : « زيد قائم » . زيد در ذات خودش ممكن است قائم باشد و ممكن است قائم نباشد . قيام يك امرى است كه به زيد ضميمه شده است و از او هم زائل مىشود . يا مثلا مىگوييد : « الجسم ابيض » ( بنابر اينكه ما نظر علم جديد را در مورد بياض ناديده بگيريم و روى همان حساب قدما آن را يك كيفيت عينى بدانيم ) . جسم يك واقعيتى است و بياض يك واقعيت ديگرى است كه در آن حلول كرده است ؛ يعنى همانگونه كه در ذهن ما جسم چيزى است و بياض چيزى است و جسم داراى بياض است ، در خارج هم جسم چيزى است و بياض چيزى است و جسم داراى بياض است . در اين گونه موارد اگر ما بگوييم صدق قضيه به اين است كه با عين منطبق باشد درست گفتهايم . ولى همه قضايايى كه ذهن ما دارد اينطور نيست . 2 . قسم ديگر از قضايا آنهايى است كه محمول آنها يك مفهوم انتزاعى است كه
--> ذهنى است ولى خودش فى حد ذاته يك واقعيت است و لهذا يك ذهن مىتواند از اين واقع حكايت كند . وقتى من مىگويم : « كل نار حارّة » اين قضيه نسبت به نار خارجى ذهنى است ؛ ولى همين قضيه كه « كل نار حارّة » نسبت به اين قضيه كه مىگويم : « كل قضية اما حملية و اما شرطية » يك عينيت است ، چون ذهنيت يك امر مقايسهاى است ؛ يعنى يك امر نسبت به يك چيز ذهنى است ، خود همان امر نسبت به چيز ديگر عين واقع است .